محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
450
خلد برين ( فارسى )
تفوق و رجحان را بر طاق بلند گذاشت و از اين راه چنانچه ايمائى به آن خواهد شد رسيد به او آنچه رسيد . بالجمله با آن كه مرتبهء شعر و شاعرى را دون مرتبهء خود مى - دانست در نظم اشعار آبدار [ يدى ] طولى داشت و اين دو بيت از جملهء نتايج افكار ابكار اوست ، نظم : عنان حسن به چشمان فتنه بار مده * به دست مردم پر فتنه اختيار مده ز زلف پرده به رخسار لالهگون مفكن * كليد گنج سعادت به دست مار مده ديگر مير شاه غازى اصفهانى است كه از اجلهء سادات عظام مشهور به « علاقهبند » دار السلطنهء مزبور و به مهارت در علم نويسندگى و سياق و مزيد حسابدانى و حساب فهمى در اقطار آفاق مشهور بود . در بدايت حال در عهد سلطنت بىزوال خاقان جنت مكان چند سال به خدمات ديوانى و مميزى بعضى محال اشتغال داشت و در اواخر ايام دولت آن حضرت چون ميرزا شكر الله و مير محمد معمورى از استيفاى بقايا معزول شدند جناب سيادت مآب قائم مقام ايشان و مستوفى بقايا گرديد و تا زمان ارتحال خاقان ستوده خصال من حيث - الاستقلال به خدمت مذكور اشتغال داشت . و چون ميرزا شكر الله در عهد سلطنت اسماعيل ميرزا قدم بر ذروهء اعتلا گذاشته از استيفاى ممالك به وزارت اعظم رسيد خدمتش به منصب والاى استيفاى ممالك سرافراز گرديد و در زمان فرخنده نشان خاقان عليين آشيان نيز به اين منصب گرامى ممتاز زمانه و زمانيان و در كمال استقلال و اعتبار ، روزگار مىگذرانيد تا رفته رفته به همدستى سعايت دو به هم - اندازان ، ميرزا سلمان وزير ديوان را از جناب مستوفى ايشان نقارى در خاطر به هم رسيده ورق التفات را نسبت به مشار اليه برگردانيد و وسيله انگيخت كه دست تكدى و تكفل وى را از دامن اين گرامى خدمت گسيخت . و چون خواجه محمد باقر يزدى به صوابديد ميرزا سلمان قائم مقام وى گرديده به منصب استيفاى ممالك رسيد خدمتش